زمان پخش فصل دوم سریال «پرستاران» مشخص شد

[ad_1]

با بازی فاطمه گودرزی، امین زندگانی و عاطفه رضوی

زمان پخش فصل دوم سریال «پرستاران» مشخص شد

بعد از اتمام فصل اول سریال «پرستاران» به کارگردانی علیرضا افخمی و استقبال مخاطبان از آن، فصل دوم این مجموعه با کارگردانی دیگر به زودی از تلویزیون پخش خواهد شد.

به گزارش فیلم‌نت نیوز، بعد از چند ماه انتظار، زمان پخش فصل دوم سریال پرستاران مشخص شد. فصل دوم این سریال در ۲۶ قسمت به کارگردانی شهرام شاه‌حسینی از جمعه ۱۶ تیرماه از شبکه‌ی یک پخش خواهد شد.

پخش فصل اول سریال «پرستاران» ۲۵ اسفند سال قبل به اتمام رسید و ۳۰ خرداد امسال هم تصویربرداری فاز دوم پایان یافت.

این مجموعه‌ی تلویزیونی، زندگی چند پرستار را که در اورژانسی کار می‌کنند روایت می‌کند. البته سریال فقط به زندگی حرفه‌ای آنها نمی‌پردازد بلکه داستان‌هایی از زندگی شخصی این پرستاران و تعاملات آنها با کادر درمانی را نیز به تصویر می‌کشد.

فاطمه گودرزی، عاطفه رضوی، لیندا کیانی، الناز حبیبی، فریبا نادری، امین زندگانی، مهدی صبایی، سیاوش خیرابی، صفا آقاجانی، مریم یوسف، رضا توکلی، محمد عمرانی، اشکان اشتیاق، نسرین نکیسا، ایمان باقری، شهنام شهابی، شهرام قائدی، شهرام عبدلی و محمد فیلی از بازیگران سریال «پرستاران» هستند.

مجموعه‌ی تلویزیونی «پرستاران» محصول گروه فیلم و سریال شبکه‌ی یک سیما است که با مشارکت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تولید شده و از جمعه ۱۶ تیر، هر شب به غیر از پنج شنبه‌ها ساعت ۲۲:۱۵ پخش خواهد شد.



فیلم‌نت نیوز، رسانه به‌روز
اخبار روز سینمای ایران و جهان را در کانال تلگرام فیلم‌نت نیوز دنبال کنید

0















[ad_2]

لینک منبع

سعید سهیلی: گفتم منتظر سیلی‌های من باشید

[ad_1]

به گزارش فیلم‌نت نیوز، سیدعلی ضیاء که در سری جدید «فرمول یک» به عنوان برنامه عصرگاهی شبکه یک، در هر قسمت میزبان دو تن از شاغلان یک حرفه است که در شرایطی کاملا متفاوت با یکدیگر به سر می‌برند، یکشنبه 11 تیر ماه میزبان علی رویین‌تن و سعید سهیلی کارگردانان سینما بود.

روئین تن در این برنامه با اشاره به اینکه زمانی که در دانشگاه تهران درس می‌خواند، فکر می‌کرد می‌تواند دنیا را تکان بدهد، گفت: «چندی قبل در مصاحبه‌ای گفتم حالا از این علی روئین‌تن حالم بهم می‌خورد، چرا که متوجه شده‌ام روزگار برخلاف آرزوهایم گذشته است. اما من فکر می‌کردم می‌روم و دنیا را پر از نرگس می‌کنم و شعر مرا سردر سازمان ملل می‌زنند.»

او خطاب به ضیاء افزود: «دانایی، توانایی، خرد و آموختن تا جایی به کار آدم می‌آید و بعد باید این‌ها به کار بیاید و قدری شانس هم نیاز است. من چند سال پیش که در رادیو پیش شما آمدم، گفتم می‌دانم که شما خیلی موفق می‌شوی. آن موقع قرار بود بازی کنی و فکر می‌کنم حالا دیگر وقتش شده و شاید روزی با هم کار کنیم. هرکسی غیر از من هم بود به استعداد شما پی می‌برد و من افتخار شناختنت را قبل از معروفیت داشتم، اما درباره خودم یا عملکردم بد بوده یا شانس نداشته‌ام یا….»

علی ضیاء

تهیه‌کنندگی را دوست ندارم 

کارگردان دلشکسته ادامه داد: «این فیلم 10 درصد آنچه در ذهنم می‌گذشت هم نبود. من قطعا نمی‌توانم بهترین باسوادترین یا با شعورترین کارگردان ایران باشم اما می‌توانم پرتلاش‌ترینشان باشم. من حالا در این سن و سال 10 برابر آن دوران تلاش می‌کنم و مطالعه و تلاش بیشتری دارم.»

روئین تن تصریح کرد: «تهیه‌کنندگی را دوست ندارم و من نویسنده و کارگردانم، اما به این خاطر در کار تهیه هستم که به خودم قول داده‌ام سالی یک جوان به سینمای ایران معرفی کنم. برای همین فقط با جوانان و فیلم اولی‌ها کار می‌کنم.»

او در پاسخ به سوال ضیاء مبنی بر اینکه هزینه تهیه‌کنندگی را از کجا می‌آورد، گفت: «دزدی می‌کنم! خدا سبب می‌کند. ما وظیفه داریم به آموزندگان و آموختگانمان خدمت کنیم. در همین رادیو استعدادهای درخشانی هستند که اگر دستشان را بگیریم موفق خواهند شد و بعدها خودشان دستگیری می‌کنند. من این را دوست دارم. دنبال ماجراجویی هستم و در حالی که برای خودم رو نمی‌اندازم، اما برای جوانان التماس می‌کنم، اسپانسر پیدا می‌کنم و…»

علی رویین تن

بدون نام فیلمنامه می‌نویسم تا زندگی‌ام بگذرد

این کارگردان درباره وضعیت معاش خود، توضیح داد: «من این روزها کاری که با افتخار اسمم را پایش بزنم انجام نمی‌دهم اما می‌نویسم و اسمم را نمی‌زنم و بالاخره کارهایی می‌کنم که زندگی‌ام بگذرد. البته مصاحبه کردم و گفتم جزو مافیا نیستم، به یکی بر خورد و گفت چرا جزو مافیا نیستی!؟ حالا هم که می‌گویم با شرافت زندگی می‌کنم امیدوارم انتقاد نکنند! البته اصلا در هنر ایران، مافیا وجود ندارد و فقط خاله زنک بازی است. هنر در ایران همراه با شرافت است و بدترین هنرمندان انسان‌های ناشریفی نیستند و من به شرافتشان ایمان دارم.»

ماجرای فیلمی که در یک سانس با 7 تماشاگر اکران شد و 84 هزار تومان فروخت!

روئین‌تن درباره فیلم قلب سفید قاصدک‌ها گفت: «در این فیلم چند چهره جدید هستند که خیلی خوب بازی کرده‌اند. این فیلم قرار بود روز آزادسازی خرمشهر اکران شود و روایتی تازه از این اتفاق است، اما دو هفته جلوتر اکران شد که ما هیچ تبلیغ یا آنونسی پخش نکرده بودیم. این فیلم ساعت 11:15 در یک سینما 84 هزار تومان فروخت و آن را از پرده پایین کشیدند. البته من هیچ اعتراضی ندارم. برای این فیلم خیلی تلاش کردم و دوستش دارم. فیلم متوسط اما بسیار مهمی است. عین خود خرمشهر غریب است. این فیلم دیده خواهد شد، گرچه شاید ویدئو آن هم که بیرون بیاید کسی آن را نخرد! اما فیلم مهمی است.»

او ادامه داد: «خیلی‌ها به من اعتراض می‌کنند که چرا فیلم نفروخته است، چکار کنم؟ بروم بلیت مجانی بخرم و به مردم دروغ بگویم و آمار کذب بدهم. من فیلمی درباره مملکتم ساخته‌ام، دو کودک روزی که خرمشهر را می‌گیرند، پدر و مادرشان را از دست می‌دهند و روزی که خرمشهر آزاد می‌شوند، آنها به حماسه می‌رسند. جنگ نه تنها برایشان تباهی نداشته بلکه آنها را می‌سازد و بزرگشان می‌کند. این فیلم برای من است و با حمایت محدود فارابی ساخته شده است. حالا برخی می‌آیند و به فارابی اعتراض می‌کنند.»

علی رویین تن سعید سهیلی

سهیلی عاقبت نقدفروشی است و من عاقبت نسیه‌فروشی!

این فیلمساز همچنین با اشاره به حضور سعید سهیلی گفت: «او عاقبت نقدفروشی و فیلم‌هایش پرفروش است و من عاقبت نسیه‌فروشی‌ام! دست من تنگ است وقتی با یک جوان فیلم اولی کار می‌کنم و صورتم را با سیلی سرخ کرده‌ام. نمی‌شود مرا با سهیلی که فیلمی برای تجارت خوب و گیشه ساخته است، قیاس کرد. سال آینده من فیلمی می‌سازم که درباره فروشش صحبت می‌کنم. سینما هنر و صنعت است‌. بعضی فیلم‌ها سلیقه می‌سازد، بعضی فیلم‌ها سلیقه مصرف می‌کند. بعضی فیلم‌ها را برای حفظ فرهنگ می‌سازند و… چقدر خوب است که همه فیلم‌ها با مردم ارتباط برقرار کند و بفروشد.»

در ادامه برنامه، سعید سهیلی به جمع اضافه شد و علی ضیاء به این نکته اشاره کرد که او هم برای اکران گشت ارشاد با مشکلات زیادی روبه‌رو بود اما پای فیلمش ایستاد و کوتاه نیامد.

روئین تن در پاسخ به این موضوع گفت: «من همین که توانستم این فیلم را اکران کنم، خیلی هنر کردم. ما بیش از 300 فیلم اکران نشده در این سینما داریم. فیلمی که بازیگر و ساز و کار تجاری ندارد نمی‌شود اکران کرد علی جان. به ولله قسم آنقدر ایستادم که توانستم این فیلم را اکران کنم. فکر می‌کردم وقتی همزمان با سالروز آزادسازی خرمشهر اکران شود، کسانی که اهلش هستند ما را کمک می‌کنند، اما دیدم متاسفانه آنهایی که می‌گویند ما فانوس دریایی هستیم هم روبه‌روی فیلم ایستادند. سر هر کوچه ما اسم یک شهید است و آنقدر با شهادت عجین شده‌ایم که دیگر اسمشان را هم نمی‌آوریم. مدیران ارزشی و ارزش فروش ما هم این‌گونه هستند. من که نمی‌توانم فریاد بزنم و شعار بدهم. عیبی ندارد یک فیلم من شکست خورد و برای فیلم بعدی می‌دانم چه کنم.»

او ادامه داد: «فیلم من ۸۴ هزار تومان فروخت. یعنی ۷ نفر این فیلم را دیدند. یک سانس ساعت ۱۱ داشت و همین! فروش نداشت و از پرده پایین کشیده شد. البته این فیلم من نبود و تهیه‌اش کرده بودم نه کارگردانی.»

سهیلی در این زمینه اظهار کرد: «منظورتان 84 میلیون تومان است یا با من شوخی می‌کنید؟ 84 تا هزار تومانی؟ ما را گرفته‌اید؟ عجیب است.»

او ادامه داد: «من بارها فریاد زدم این همه بیماری و مرض‌های لاعلاج به جان اهالی سینما افتاده، علتش چیست؟ مردم می‌گوید چرا عزرائیل در خانه سینمایی‌ها را می‌زند و سراغ باقی اصناف نمی‌رود. چپ و راست می‌بینیم که اهالی سینما یا سکته می‌کنند یا سرطان می‌گیرند…»

سعید سهیلی

گل سرسبد همه هنرها سینما است، اهالی‌اش کجا به امنیت ملی و وطن لطمه زده‌اند؟

کارگردان چار چنگولی یادآور شد: «تا فراموش نکردم بگویم برای حبیب کاسه‌ساز دوست مشترکمان، دوست همه‌مان، دوست سینما آرزو می‌کنم همین الان از بستر بیماری بلند شود، یک نفس عمیق بکشد، یک یا حسین (ع) یا علی (ع)  و یا زهرا (س) بگوید و اثری از بیماری در او نباشد. علت این همه بیماری امکان ندارد غیر از استرس باشد. بارها بر سر مسئولان سینما فریاد زدم که هنرمندان سینما که به قول علی آقا بدترینشان هم شریف است چه کرده‌اند؟ گل سرسبد همه هنرها سینما است. کجا به امنیت ملی و وطن لطمه زده‌اند؟ آنها تمام قد پشت دفاع مقدس ایستادند. استرس مهم‌ترین دلیلی است که مرض به جان سینمایی‌ها افتاده است. مسئولان باید فکری به حال سینما کنند که انقدر ما نلرزیم. واقعا ما شب‌ها نمی‌خوابیم. یک فیلم می‌فروشد یک بدبختی دارد، فیلمی نمی‌فروشد 10 تا بدبختی دارد و…»

اگر بلایی که سر فیلم روئین تن آمده بود، سر من می‌آمد، مثل قهرمان فیلم‌هایم عمل می‌کردم

سهیلی در پاسخ به این سوال ضیاء که آیا فکر می‌کند روئین تن پای فیلم خود ایستاده یا نایستاده، تأکید کرد: «فیلمسازی دو مرحله دارد، یکی شروع فیلمنامه و نگارش و فیلمبرداری و دیگری مقطع اکران به بعد. هر دو این‌ها آنقدر اهمیت دارد که هر کدام را رها کنی باخته‌ای. اگر فیلم من طی یک هفته فقط یک سانس داشت، کاری می‌کردم که قهرمان‌های داستان‌هایم انجام می‌دهند. قهرمانان تمام فیلم‌های من، هیچوقت پایشان به کلانتری باز نشده، شکواییه ننوشته‌اند و قهر نکرده‌اند. بلکه یقه طرف را گرفته‌اند، محکم به دیوار کوبیده‌اند و حقشان را گرفته‌اند.»

وقتی «گشت ارشاد» را از پرده پایین کشیدند گفتم منتظر سیلی‌های من باشید

او ادامه داد: «گاهی با این روش موفق بودم و گاهی هم نبودم. همانطور که در گشت ارشاد ۱ می‌دانید که چه بلاهایی سر من آمد. بعد از اینکه فیلم از پرده پایین کشیده شد، بیانیه‌ای نوشتم و گفتم برای اکران این فیلم سیلی خوردم و منتظر سیلی‌های من باشید. وقتی کلاشینکف را ساختم خبرنگاری از من پرسید این همان سیلی است که می‌گفتید؟ من هم گفتم این فقط یک نیشگون بود، سیلی‌ها در راه است. ما اهالی سینما برای مردم و کشور زحمت می‌کشیم، اگر فیلمی را با مشقت بسازیم و در چرخه اکران نابود شود، من هیچوقت سکوت نمی‌کنم.»

فرمول یک

این روزها هیاهو و فالوور بالا ملاک است

روئین تن در این خصوص گفت: «این روزها هیاهو و فالوور بالا ملاک است. من منت‌دار مردم هم هستم که کار فرهنگی می‌کنم. فیلم من به خاطر اینکه آرتیست نداشت در گروه نمی‌توانست اکران شود. وقتی در اکران آزاد فیلم مرا پایین می‌کشند بروم و بزنمشان؟ من باید باختن را هم بلد باشم. من پای همه اتفاقات دل شکسته و دنیا و زمهریر ایستادم و کوتاه نمی‌آیم. یکی از مفاخر ایران که سالمرگ او هم است، فیلم‌های او در ایران نفروخت. همه دنیا به خاطر کیارستمی می‌ایستند اما فیلم شیرین کیارستمی در ایران موفق نبود. آقایی که برای من فیلم ساخته افشین محمودی نویسنده خوب و کارگردان متوسطی است که این فیلم را ساخت. سکوت من به خاطر ایمانی است که به این اثر دارم. ما کار هنری می‌کنیم که نزنیم. این پس فطرتی و ناجوانمردی پنهانی که در جامعه ما و سیاست و فرهنگ و ورزش ما است خیلی بد است.»

به صنف اعتقاد ندارم

او ادامه داد: «شاید اگر تجربه الانم را داشتم، سر اکران این فیلم قدری هیاهو می‌کردم. من عضو هیچ صنفی در سینما نیستم چون به صنف اعتقاد ندارم و صنف دنیا را به اندازه اعضایش می‌بیند. من به کار سعید سهیلی هم اعتراض دارم، چون متولی امامزاده بد است، امامزاده را که آتش نمی‌زنند.»

روئین‌تن یادآور شد: «من این فیلم را دوست دارم و به آن افتخار می‌کنم، اما لابد درباره اکرانش اشتباه کرده‌ام. فیلمی که سعید سهیلی ساخته قد و قامت ایستادن و جنگیدن را دارد، برخی فیلم‌ها این پتانسیل را ندارند. او هم برای همه فیلم‌هایش چنین کارهایی نکرده است.»

نقش اول فیلمم را با افتخار به وحید جلیلوند می‌دهم

سهیلی در ادامه گفت: «ما باید ببینیم ریشه این اتفاقات کجاست. بحث فروش را کنار بگذاریم و به بحث مخاطب بپردازیم. فیلمسازانی که در جذب مخاطب دچار مشکل هستند علت اصلی مشکل‌شان دور شدن از مردم و ذائقه‌شان است. در نزدیک شدن به مردم است که می‌توانی سلیقه، ذائقه، تفکر و میل او را پیدا کنی، یعنی حتما باید مترو سوار شوی و…»

روئین‌تن تأکید کرد: «آخر باید به فیلمسازان اول فرصت آزمون و خطا داد. بعضی اتفاقات است که گذر زمان شامل آن می‌شود تا جا بیفتد. من موقعی که فیلم خودم را بسازم، نقش اولم را با افتخار به وحید جلیلوند می‌دهم. فیلم به آدم می‌گوید چکار کن. من به عنوان علی روئین‌تن اگر فیلمی بسازم و مردم با دیدن آن به شعف نیایند، می‌میرم، اما من به عنوان تهیه‌کننده باید بگذارم کارگردان رویای خودش را دنبال کند و فیلم او عین خودش باشد و فرمول خودش را برود. من بلد نیستم هیاهو کنم و دلم نمی‌خواهد این کار را کنم.»

فرمول یک

نفروختن فیلم‌ها یعنی ناکامی، فرقی نمی‌کند فیلم من یا رفیقم یا رقیبم باشد

سهیلی نیز در این زمینه گفت: «فیلم‌هایی هستند که در کنار مردم می‌ایستند. نگرانی، دلشوره و دغدغه مردم را لحاظ و پچ‌پچ‌های مردم را فریاد می‌کند نه اینکه منکر فریادهای آنها شود. مثلا حالا مردم نیاز به خندیدن دارند و ما فیلم‌های تلخ بسازیم. فیلم‌هایی هم هستند که در مقابل مردم می‌ایستند و محکوم به شکست هستند. نفروختن فیلم‌ها یعنی ناکامی و فروختن فیلم‌ها هم یعنی کامیابی سینما، فرقی نمی‌کند فیلم من یا رفیقم یا رقیبم باشد.»

سری جدید «فرمول یک» به تهیه کنندگی افشین حسین خانی، هر روز ساعت 17:30 تا 19 از شبکه یک سیما روی آنتن می‌رود و روز بعد ساعت 7:45 بازپخش می‌شود.

 

[ad_2]

لینک منبع

یادداشت محمدرضا مقدسیان به حواشى درگیرى بهناز جعفرى با خبرنگاران

[ad_1]






توهین از سر جهل عادت هنرمندان نشود!
محمدرضا مقدسیان
مهمترین نکته ای که از پی رفتار “بهناز جعفری” در نشست خبری سریال “زیر پای مادر” رخداد و باید مورد توجه قرار گیرد، نه خود رفتار مقطعی، بلکه خطر تبدیل به سنت شدن توهین و بی ادبی به اهالی مطبوعات سینمایی است.خطری که که باید و حتما باید به آن توجه ویژه کرد و دلایل بروز آن از هر دو طرف را بررسی کرد تا تبدیل به سنتی از سر جهل نشود.
اخلاق که ربطی به صنف و حرفه ندارد، ادب و اهل تعامل بودن که گروه و دسته نمی شناسد، حد نگه داشتن و خودداری و باری به هرجهت حرف نزدن هم فارغ است از من بازیگریم، من خبرنگارم ، من منتقدم، من فلانم و من بهمانم.در دورانی که همگی سنگ دموکرات و اهل گفتگو بودن را به سینه می زنیم، سراغ گرفتن از پرخاش، تحقیر و بی ادبی نمی تواند جایی داشته باشد، اگر که حرف زدن ما از حقوق مدنی حرف باشد و به عمل درآید حرف های درشتی که میزنیم.
ماجرایی که در نشست خبری(تاکید میکنم خبری و نه نقد و بررسی) سریال “زیرپای مادر” رخ داد اما از جنس تعامل و اخلاق نبود.برای سراغ گرفتن از چند و چون ماجرا اول بهتر می بینم که سراغ خبرنگاری، روزنامه نگاری و منتقد بودن بروم که خودم در طول سالهای فعالیت مطبوعاتی ام طعم خبرنگاری بودن، روزنامه نگار بودن و منتقد سینما بودن را چشیده ام.در هرصنفی آدم کار بلد و آدم کار نابلد وجود دارد.در هر صنفی آدم خوش اخلاق و آدم بی اخلاق وجود دارد، در هر صنفی حرفه ای بودن و نبودن محل مناقشه است.این خصلت ها مرتبط با انسان است و انسان در هر لباسی می تواند نماینده این ویژگی های مثبت و منفی باشد.در صنف خبرنگار، روزنامه نگار و منتقد سینما هم هستند افرادی که می توانند حرفه ای تر باشند، دقیق تر باشند، بیشتر تلاش کنند تا کار را یاد بگیرند و اهل دانستن باشند و نه تنها اهل ادعا.در سینما و عرصه بازیگری هم این ماجرا به راه است. کم نیستند بازیگران و اهالی هنری که بزرگی می دانند و اخلاق را می فهمند. در کنار این همه هم هستند کسانی که به فراخور شرایط و حال لحظه و الخ چندان تسلطی بر چیزی که می گویند و رفتاری که می کنند ندارند.
در این میان اما مشکل کجاست؟ مشکل در نقطه ای است که تشخیص غلط رخ می دهد و واکنش نادرست بروز پیدا می کند. وقتی برخی بازیگران با سابقه ما هنوز نتوانسته مدل حضور در جلسات خبری- مطبوعاتی را درک کنند، وقتی جنسی از صبر و تحمل نظر مخالف یا ایده غیر منطبق بر سلیقه خودمان را نداریم، وقتی هنوز نتوانسته تفاوت میان حرفه خبرنگاری و حرفه منتقد فیلم بودن را از یکدیگر تمیز دهیم، وقتی به غلط هر سوال و طرح موضوعی نقد فیلم تلقی می شود، وقتی نسبت به هر سوالی که به مذاقمان خوش نیاید واکنش تندی نشان می دهیم، وقتی یکدیگر را به بی سوادی محکوم می کنیم و هر یک از طرفین مطبوعاتی و هنری (بدون اینکه وزن کمتر یا بیشتری برای هریک در نظر داشته باشم) با نگاه بالا به پایین به هم می نگریم و … یعنی شناخت درست وجود ندارد.طبیعتا در وضعیت عدم شناخت و آگاهی از وضع موجود، رفتار منطبق بر وضع موجود هم بروز نمی کند.
من منکر ضعف ها و کاستی های احتمالی برخی از خبرنگاران سینمایی نیستم، اما اعتماد راسخ دارم که بدنه اصلی خبرنگاران استخوان خورد کرده سینمای ما اهل دانش و مطالعه و آگاهی و البته اهل گفتگو و تعامل هستند.
پس اگر مثلا بازیگری مثل “لیلا حاتمی” می آید و چنین و می گوید و بهمان می شنود(در جشنواره فیلم فجر)، یا “بهنار جعفری” به خودش اجازه می دهد رفتاری نه چندان شایسته با خبرنگاران و اهالی مطبوعات کند، و اگر همین خانم تفاوت وظایف حرفه ای و مختصات کاری “منتقد سینما” و “خبرنگار و روزنامه نگار سینمایی” را تشخیص نمی دهد، یعنی یک جای کار می لنگد.
به شخصه بروز چنین رخدادهایی را اجتناب ناپذیر می دانم، اما شیوه مواجهه با این رفتارها و رخدادهای را جنگ و گرو کشی و تلاش برای برتری جویی و حرف خود را به کرسی نشاندن نمی دانم. اگر گفتگو و تعاملی در کار باشد همه این سو تفاهم ها قابل حل است.هم مرز ها مشخص می شود، هم سره از ناسره معلوم می شود.بازیگر با اخلاق و اهل تعامل و بلد کار عیارش معلوم می شود و روزنامه نگار حرفه ای هم رفتارش عیان می شود. منتقدین هم بی خود و بی جهت لگد نمیخورند در نشست های خبری- مطبوعاتی فیلم ها چه که کار منتقد نقد و بررسی فیلم در جلسات نقد و بررسی فیلم یا در مرحله به رشته تحریر در آرودن نقد مکتوب یا غیر مکتوب است. در این میان نابلد ها به گوشه ای می روند چه که سینما،تاتر و اصلا هنر با مطبوعات و رسانه زنده است و بالعکس.این دو از هم جدایی ناپذیرند.
اما مهمترین نکته در این بزنگاه آن است که توهین و تحقیر و پرخاش به روزنامه نگاران و اهالی مطبوعات سینمایی، تحقیر منتقدین نباید و نمی تواند به سنت و عادت یومیه بدل شود و باید در همین ابتدای امر جلوی آن را گرفت و ریشه اش را شناسایی کرد و با ابزار گفتگو شفاف سازی کرد تا مشخص شود از کدام نقطه جهل آلودی این رخدادها بروز پیدا می کند.همانطور که نباید سنت تحقیر هنرمندان و بازیگران و بایکوت کردن آنها بروز پیدا کند.
رفتارهایی از جنس توهین “داریوش مهرجویی” به منتقدان سینما از سر جهل و ناآگاهی و عدم توانایی تمیز دادن یک یا چند منتقد خاص از کلیت جامعه منتقدین، رفتار تند و زننده “لیلا حاتمی” با خبرنگاران در ایام چشنواره فیلم فجر و حالا رفتار تند “بهناز جعفری” نباید تبدیل به سنت و عادت شود. چه که وقتی توهین و جمع بستن ها از سر جهل به کار بسته شود از سوی دیگر بساط گفتگو و تعامل جمع می شود. روزنامه نگاران و خبرنگاران سینمایی و همچنین منتقدان سینما ارث و میراث هنرمندان نیستند که هر وقت هر چه دلشان خواست نثارشان کنند و حتما و قطعا خبرنگاران و روزنامه نگاران سینما و البته منتقدان سینمایی دست روی دست نمی گذارند که هر کس از هرجایی رسید حرفی بزند و برود و منویات غلط و آلوده ذهنش را در فضای مطبوعات تخلیه کند.چه سینماگران و چه مطبوعاتی ها اگر یک سوزن به خودمان بزنیم و یک جوال دوز به طرف مقابل، بحش مهمی از مشکلاتمان حل می شود.






[ad_2]

لینک منبع